|
پهلوان حاج حسن طوقانی
ü متولد سال 1304- کاشان ؛ محله پنجه شاه ü برادر پهلوان حاج علی اکبر طوقانی و عموی شهیدان سعید و محمد طوقانی ü شروع ورزش باستانی : وی ورزش باستانی را از سن 16 سالگی (شهریور ماه سال 1320) در زورخانه عطارهای میدان کهنه کاشان شروع کرد. ü در سن 20 سالگی بصورت حرفه ای فعالیت میکرد بطوریکه بر روی گنبدهای قدیمی آن شهر چرخ باستانی میزد. ü از سال 1332 هم زمان با کودتای 28 مرداد به تهران آمده و در زورخانه های مختلف ورزش میکرد. ü از سال 1342 به بعد در حضور مهمانان و مقامات ارشد کشورهای خارجی ورزش باستانی اجرا مینمود. ü دارای تبحر خاص و مثال زدنی در عملیات چرخ ، پای آخر و شنای ورزش باستانی ü وی دارای خصوصیات اخلاقی بسیار خوبی است و خصوصیات یک پهلوان واقعی یعنی روابط عمومی بالا ، مردم دار ، با تواضع و فروتن ، افتاده و خوش اخلاق داراست. ü از تاریخ 26/9/77 با توجه به حسن شهرت و سابقه ارزشمند در ورزش سنتی پهلوانی باستانی از سوی فدراسیون ورزش های باستانی حکم "ضرب و زنگ از در" دریافت نمود. یا علی
پهلوان بسیجی شهید سعید طوقانی
ü متولد سال ۱۳۴۸ - تهران ü سال ۱۳۵۶ ؛ اجرای ۳۰۰ چرخ باستانی در ۳ دقیقه و دریافت بازوبند پهلوانی کشور از دست همسر شاه ü سال ۱۳۵۷ ؛ حضور صحنه تظاهرات علیه ظلم و ستم حکومت طاغوت و دست کشیدن از ورزش باستانی ü ۳۱ / ۵/ ۱۳۵۸ ؛ سرپرست نوجوانان باستانی کار کشور ü سال ۱۳۵۸ ؛ دیدار با حضرت امام (ره) و اجرای چرخ باستانی در پیشگاه ایشان ü شهادت : ۲۲ اسفند ماه سال ۱۳۶۳ ؛ عملیات بدر ü مزار : ورزشگاه شهدای طوقانی ؛ کاشان برای مشاهده کامل موضوع به ادامه مطلب بروید . . . ادامه مطلب پهلوان حاج مصطفی طوسی
ü از مشاهیر ورزش و پهلوان معاصر ü اهل خراسان ü از رؤسای صنف قصاب تهران ü اسوه اخلاق و جوانمردی ü موسس باشگاه ورزشی طوسی ü قهرمان چندین دوره مسابقات کشتی آزاد کشور ü بین سال های 1318 الی 1325 ، سه سال متوالی بدون شکست صاحب بازوبند پهلوانی کشتی قهرمانی کشور شد. ü بعد از انقلاب ، به عنوان مسئول فدراسیون باستانی و کشتی پهلوانی انتخاب شد. ü آخرین ورزش خود را در فرودین ماه سال 1360 هجری شمسی در زورخانه باشگاه 17 شهریور انجام داد. ü وفات : شامگاه روز دوشنبه ، 7 اردیبهشت ماه سال 1360 ، در سن 60 سالگی بدنبال یک عمل جراحی کیسه صفرا در بیمارستان درگذشت. مراسم تشییع آن پهلوان روز چهارشنبه مورخ 9 اردیبهشت ماه سال 60 از مسجد فخرالدوله (دروازه شمیران) با حضور پهلوانان نامی کشور انجام پذیرفت.
یا علی پهلوان حسین کله پز ü استاد و پهلوان نامی عصر قاجاریه ü اهل روستای حاجی آباد قم ü مردی تهیدست و بی بضاعت و در عین حال پر زور ü برای مغلوب ساختن پهلوانان عصر خود به اکثر شهر های ایران سفر کرده و هزینه سفر را با کارگری و عملگی برای بنّاها تامین می نموده است. ü پهلوان مدتی در قم بود و هیچ شغل و درآمدی نداشته و تصمیم میگیرد به تهران بیاید. او به هر صورت به تهران میاید و در همان لحظه ورود به زورخانه پاچنار (متعلق به پهلوان اکبر خراسانی) می رود. در هنگام ورود ، مرشد زورخانه که حسن فتحی نام داشته او را با ضرب و زنگ وارد میکند. پهلوان اکبر می پرسد او کسیت ؟مرشد او را پهلوان نامی قم معرفی می کند و پهلوان اکبر که نام او را شنیده بود پهلوان حسین را برای ورزش به گود دعوت می کند. پهلوان حسین در جواب سوال پهلوان اکبر ، دلیل آمدن خود را به تهران کشتی گرفتن با پهلوانان عنوان می کند. سرانجام تصمیم می گیرند هر دو بعد از تمرین در یک روز معین به کشتی بپردازند. پهلوان یزدی بزرگ (پهلوان باشی دربار ناصرالدین شاه) از شاه رخصت کشتی گرفتن آن دو را می گیرد و شخص شاه نیز در این مسابقه حضور پیدا میکند. در کشتی ، پهلوان حسین پهلوان اکبر را خاک می کند و وقتی که قصد داشت او را بلند کرده و به حوض کنار میدان مسابقه بیندازد ، شاه دستور جدایی آن دو را می دهد. حاجب الدوله (دربان ناصرالدین شاه) که علاقه وافری به پهلوان اکبر داشته ، دستور کشتن پهلوان حسین را صادر می کند. پهلوان حسین از ترس به یکی از نقاط شمال تهران گریخته و مدتی در آنجا مخفی میگردد. سرانجام موفق می شود نامه ای را به شاه برساند و ضمن شرح ماوقع طلب کمک کند که شاه او را با خرج کامل سفر به قم بازمی گرداند. ü در سن 80 سالگی ، با وجود ضعف جسمانی شدید ، پهلوان آذربایحانی را در کشتی به زمین می کوبد. ü وفات : در سن 85 سالگی ، سال 1335 هجری قمری ü بر سنگ قبرش شعر زیر نوشته شده است : ای زمین این که در تو خوابیده بود در زو ر رستم ثانی عاقبت چرخ بر زمینش زد کار گردون بود به شیطانی یا علی پهلوان صادق قمی
ü پهلوان صادق کلاه مال ü متولد قم ü از پهلوانان بنام عهد ناصرالدین شاه قاجار ü از شاگردان پهلوان ابوالقاسم قمی ü در جوانی به همراه پهوان ابوالقاسم قمی به تهران آمد. ü در تهران به شغل کلاه مالی اشتغال داشته است. ü یکبار با پهلوان اکبر خراسانی کشتی گرفتند که هیچ کس بر دیگری پیروز نگردید. ü در سفری که ناصرالدین شاه به کلاردشت داشته است ، فردی از پهلوانان جنگل با روش کشتی مخصوص آن منطقه که از مشت و لگد هم استفاده می کردند ، پهلوانان همراه ناصرالدین شاه را در شکست می دهد. "تا جائیکه چند دست و پا از آن می شکند." وقتی خبر در تهران به پهلوان صادق می رسد برای جبران شکست پهلوانان که از دوستان وی بودند فوراً به کلاردشت رفته و از ناصرالدین شاه رخصت کشتی می گیرد. شاه به او اجازه کشتی گرفتن می دهد مشروط به اینکه در صورت شکست خوردن به سختی مجازات گردد. پهلوان صادق قبول می کند و با پهلوان جنگل کشتی میگیرد که نهایتاً پهلوان جنگل به سختی شکست می خورد. ü در اواخر عمر در پست خانه به عنوان مأمور توزیع پست اشتغال داشته است. ü وفات : در سن 85 سالگی ، تهران ü مزار : جوار مرقد امام زاده سید نصرالدین (خیابان خیام تهران) یا علی پهلوان میر آقا کبریایی ü متولد : اردیبهشت سال 1268 ü متخلص به مفتون همدانی ü از نوادگان امام سجاد (ع) ü دارای روحی حساس و طبعی ظریف و شاعرانه ü صاحب کتاب اسرار خلقت ü متبحر در علم نجوم ü از کودکی علاقه خاصی به ورزش باستانی داشته و به ورزش مقدس می پردازد و تا مقام پیش کسوتی و میانداری می رسد. ü علاقه وافر او به ورزش باستانی تا جایی بود که در کنار خانه خود که نزدیک آرامگاه ابوعلی سینا بود ، زورخانه تاسیس کرد و در آن به ورزش و تعلیم و تربیت آن پرداخت. ü وفات : مهر سال 1334 ، مزار وی شمال آرامگاه باباطاهر عریان می باشد. اول به زورخانه چو رفتی آری زمین به نام جهان آفرین ببوس از پهلوان و مرشد و از پیش کسوتان سر نه به آستان و پس آستین ببوس خواهی که نور چشم شوی پیش این و آن پیشانی و جبین و رخ این و آن ببوس دست خدای را به حقیقت بدست گیر این شعر را بخوان و زمین را چنین ببوس
مفتون همدانی یا علی پهلوان علی میرزا همدانی
ü استاد و پهلوان نامی عصر قاجاریه ü متول سال 1205 هجری شمسی ؛ در روستای حصار که دارای جوانانی بلند قامت و تنومند داشته است. ü مردی تنومند ، با تقوی و پرهیزگار. ü در جوانی و بر اثر حادثه سقوط آوار در اوایل کار ، دچار عارضه سخت کمر درد شده و همواره از این درد رنج می برده است. ü بعد از 10 سال ورزش در همدان به تهران می آید و در زورخانه سر تخت بربریها به دستور امیر اعظم به ورزش مشغول می شود و در اوائل ورزشِ پهلوان حاج سید حسن رزاز ؛ با حضور امیر اعظم با او کشتی می گیرد و پهلوان علی میرزا فاتح می شود. ü یک بار پهلوان عشق آباد برای کشتی گرفتن از پهلوانان ایرانی دعوت می کند . پهلوان علی میرزا به آنجا می رود و قرار می گذارند که یک روز ورزش کنند و روز بعدش کشتی بگیرند. پهلوان عشق آباد در روز ورزش وقتی قدرت بدنی علی میرزا را می بیند مهمانی مفصلی را تدارک دیده و در غذای پهلوان علی میرزا روغن بنگ میریزد. علی میرزا با خوردن آن گیج می شود ولی به خاطر آبروی ایران و پهلوانان ایرانی وارد میدان کشتی می شود و در عین عصبانیت کاملاً خونسردی خود را حفظ کرده و فن میان کوب او را محکم به زمین می زند و پیروز میدان می شود. از آن روز صاحب زنگ شده و پهلوان نامیده می شود. ü تا سن 60 سالگی در تهران می ماند و بعد از آن با بازگشت به همدان تا 80 سالگی به مربیگری مشغول بوده است. ü وفات : سال 1310 هجری شمسی و در سن 105 سالگی یا علی پهلوان حاج محمد کاظم دلاوری
ü متولد سال 1264 هجری شمسی ، شیراز ü در سال 1279 ه.ش و در 15 سالگی ، به همراه آیت اله شیخ مرتضی مرتضوی به قصد زیارت نجف اشرف مشرف شده و 9 سال درآنجا زندگی کرد. ü در همان آغاز ورود به نجف در ورزش خانه های معروف آنجا شروع به ورزش نموده و در ظرف 3 سال پیشرفت چشم گیری می کند. در طول مدت توقف در نجف ، پشت کلیه پهلوانان عراق را به خاک می رساند. ü یک بار در تهران و در زورخانه نوروزخان با پهلوان سید حسن رزاز زورآزمایی نموده و موجب تحسین عموم و سید حسن را فراهم می کند. ü پس از مراجعت به شیراز ، روزی به طور ناشناس وارد زورخانه ارک شده ، پس از پایان ورزش دست دوره گرفته ، پهلوانان آنجا را یکایک و برق آسا مغلوب می کند ، این عمل موجب می گردد تا جماعتی با قمه و قداره ، قصد جان وی کنند ، ولی در آن میان پیرمردی ، پهلوان را شناخته ، می گوید : این پهلوان غریب حاج کاظم دلاوری پهلوان شیراز است و با این سخن به قضیه خاتمه می دهد. یا علی پهلوان شعبان سیاه ü اولین پهلوان نامی عصر ناصرالدین شاه ü ناصرالدین شاه او را قره کُهر نام داد زیرا وی سیه چرده بود. ü از اهالی پایین شهر قم ü در جوانی با پیشرفت ورزش و غلبه بر رقبای خود عازم تهران شد و با کشتی های جانانه به پهلوانی پایتخت رسید. ü قبل از وی پهلوان حاج رضا قلی که به سن پیری رسیده بود پهلوان پایتخت بود. یک روز که بهترین پهلوانان پایتخت در زورخانه وی جمع بودند ، به آنها پیشنهاد داد که برای گرفتن بازوبند پهلوانی به مبارزه بپردازند که نهایتاً پهلوان شعبان سیاه با غلبه بر حدود 20 پهلوان ، پیروز میدان میشود و پهلوان رضا قلی در نهایت جوانمردی بازوبند پهلوانی را بر بازوی پهلوان شعبان سیاه می بندد. ü بعد از پهلوان عسگر یزدی در دربار ناصرالدین شاه جا پیدا می کند و داوطلب می شود که با هر کس که شاه امر کند کشتی بگیرد و او پس از غلبه بر گشتی گیرانی که به فرموده شاه از سراسر کشور آمده بودند ؛ نزد دربار فوق العاده عزیز گردید و به دستور ناصرالدین شاه پس از آن ، وی در تمام محافل و مهمانی ها حضور پیدا کرد. ü ناصرالدین شاه که دیده بود وی در ایران رقیبی ندارد از دولت افغانستان خواست که پهلوان کشور خود را جهت کشتی با پهلوان شعبان عازم تهران کند . دولت افغانستان بعد از چند ماه پهلوان افغانی را که فوق العاده درشت و سنگین بود به تهران فرستاد و سرانجام کشتی با پیروزی پهلوان شعبان سیاه به پایان می یابد. ü پس از سالها ، تنها کسی که پهلوان شعبان سیاه را شکست داد ، پهلوان ابراهیم یزدی (یزدی بزرگ) بود و بعد از آن بازوبند پهلوانی نصیب یزدی بزرگ شد. یا علی پهلوان اکبر رباطی ü استاد و پهلوان نامی محله رباط کاشان در زمان مظفرالدین شاه ü معروف به پهلوان اکبر حاج علی ü مردی خوش اخلاق ، دارای عزت نفس بالا و کدخدامنش ü شیرین کار بی نظیر میل بازی و چرخ باستانی ü در فن زیر گرفتن که یکی از فنون دشوار کشتی است ، مهارت عجیبی داشت. ü شغل وی خرید و فروش ملک بوده است که با رواج اتومبیل در ایران ، با ساخت 2 گاراژ بزرگ در کاشان و تهیه چند دستگاه ماشین به این شغل روی آورد. ü شروع ورزش از سن 15 سالگی ü در سن 25 سالگی به مقام پهلوانی رسید. ü به واسطه بیماری قند ، خیلی زود از ورزش کنار رفت. ü در جوانی بر اثر کشتی جانانه ای که با پهلوان غلام شتردار کاشانی گرفته بود ، چشم چپ او معیوب شد و تا آخر عمر لکه سیاهی در آن دیده می شد. یا علی |